تبليغاتX
ورودی های 84 مکانيک شريف

ورودی های 84 مکانيک شريف

(نوشته ای از سپهر سبحان منش)

 

سلام

 

با توجه به وضعیت چند وقت اخیر گروپ و البته خیلی چند وقت اخیر وبلاگ  لازم دیدم که این مطلب رو برای آپدیت تازه ی وبلاگ بنویسم .تا شاید راه گشای یک سری ازموضوعات باشه.

 

(توجه کنید که این مطلب گاهی بیانی طنز گونه پیدا کرد ولی در کل قصد در مطرح نمودن مسائلی جدی دارد)

ابتدا بریم سر مساله ی وبلاگ.

 همین جوری از تو آسمون خدا می پذیریم که وبلاگ دچار نارسایی حاد شده.چرا ؟چون واضحه.

یه سری سوال و جواب و نظریه:

اول توجه کنید که وبلاگ خیلی بی رمق شده .آپدیت ماپدیت که تو کارش نیست.توبه ماه و خوردی 400 نفر هم کانترش نشمرده در حالی که قبلش 5500 ظرف 6 ماه . نظرات که حذف هم میشن چند روز یه بار هم نظرات نمایش داده میشه. ملت نظرات چرت و پرت میذارن و....

 

دو تا پیشنهاد دارم.

1- نظرات نیاز به تآیید نداشته باشه. چون این کار باعث رونق وبلاگ میشه .در ضمنشم دلیلی هم نداره . هممون این قدر فرهنگ داریم که لا اقل با احترام متقابل با هم بحث کنیم  نه با توهین و بی احترامی.

2-شما ها تا قبلآ یه متن میذاشتید توش و دو روز روی متن بحث میشد و از روز سوم فط برای هم دیگه کامنت می ذاشتید . و عملآ به جمع بندی و یه نتیجه ی واحد نمی رسیدید. حالا یه کاری بکنیم هر اپدیت تازه ی وبلاگ دو تا پست داشته باشه. یکی برای نظر دادن رو ی متن اصلی  و دیگری برای جمع بندی نظرات شما.

تازشم میشه کامنتای چرتو پرتتون رو تو یه کامنتینگ پست دوم بذارید.و یه چند تا کار دیگه که اگر مدیریت دو تا آپدیت رو به شخص اینجانب بدهید ( کیبورده کاما نداره!!!!) (کاما) انجام می دم.

3- تو گروپ آپدیت شدنش رو میل کنیم.

 

حالا یه چند تا مو ضوع اساسی:

 

1--ببینید ما 111 مکانیک هستیم که یه سریمون عملا نیستن و البته برای من قابل درکه . گروپمون 91 عضو داره که شاید 30 نفر عملا دنبالش میکنن.ماکزیمم 40 تا. یعنی 70 نفر این وسط هیچی .یعنی ما 40 نفریم و البته وبلاگ وضعیتش قشنگ تر هم هست شاید 20 نفر ماکزیمم.

خوب حالا این ما 40 نفر چه کار ها میتونیم با هم بکنیم؟(با استفاده از این دو تا؟)

 

2- اقا محمد که همه کارست تو این ماجرا خیلی پی گیروبلاگ نیست ( دیدید که هر چند روز یه بار نظراتشو تایید میکنه .خوب این چه وضعییه داداش من .؟. یا ادم یه مسولیتی رو بر عهده نمی گیره یا درست انجامش میده. در ضمن این که نظرات نیاز به تایید نداشته باشه با توجه به کامنتینگ  پست اخیر تنها نظر من نیست. توجه داشته باشیم که اگر قراره وبلاگی باشه مال همه ی ما هاست نه مال کس خاصی( نتیجه ی عملآ ماله کس خاصی بودن رو عملآ در این هفت هشت ماه دیدیم و این بن بست فعلی هم شاید ماله همینه).(البته اگر این قسمت  یه کم تند شد(کاما) ببخشید که این نظر منه و محترمه.)( توجه کنید که الکی کلمه ی "عملآ" رو به کار نبردم.)

 

3-  ببینیم  کیا به وبلاگ و اصلآ گروپ سر میزنن. (و اصلآ گروپش هم خیلی می تونه مهم باشه).(به مورد چاهار توجه کنید و این جا رو هم به یاد داشته باشید.)

 

مورد 4- چاهارشو داشته باشید (در ارتباط با سه ش هست) بعدآ بهش اشاره می کنم.

   

حالا یه نظریه:

 مبحث وبلاگ رو بی خیال شیم و فقط در حد یه خاطره برایه یه عده بمونه. گروپ رو هم بهینه ش کنیم یعنی فقط مطالبی که باید به اطلاع همه برسه رو توش مطرح کنیم مثل کلاس حلت و....

 

 -(یه جواب برای سوال 1 پایین) البته میشه اون خاطره رو (کاما) نه تنها در حد یه خاطره باز سازی کرد.با حضور عزیزانی جدید .و البته(کاما) بلکه در سطح های مخوف تری ادامه اش داد .( اگر وبلاگ دوباره جون گرفت اون سطح های مخوف ترش با من).

 حالا یه سری سوالات:

1-(مهم ترین ) وبلاگ برای چه کاری یا چه هدفی باید یا میتونه ادامه پیدا کنه ؟ به عبارت دیگر با ادامه ی کار این وبلاگ می خواهیم به کجا برسیم ؟اصلا باهاش میشه به کجا رسید(البته اگر رسیدن به جایی هدف باشه و نه صرفا دور هم بودن و دور هم بودن و دور هم بودن)

 

2-ایا وبلاگ میتونه با گروپ رزونانس کنه؟ یعنی یه سری از کار هایی این رو اون بکنه و بر عکس؟

 

3- ایا مورد استفاده ی جدید می شه یراش پیدا کرد؟

 

4-ایا می خواهیم وبلاگی پویا و گروپی پویا داشته باشیم یا اصلا مهم نیست که باشن یا نباشن؟

( مورد چاهار که یادتون هست؟ به اینجا هم ریط داره یادتون باشه.)

 

5- چند تا سوال دیگه هم میتونم مطرح کنم  که بماند .(یه چیزخیلی  مهم تر از اونا دارم).

 

6- سوالات مورد 2-و3- ی بالارو باید روش دقیق تر شد تا جوابش داد ولی کلآ دانستنش بد نیست.

 

و مورد چاهار (4-):

 

من در طول این متن به این فکر می کردم که چرا اصلآ این موضوع(=وضعیت وبلاگ ) هنوز یا شاید از این زاویه دیدی که مطرح کردم (و هنوز مطرح کردنش  ادامه داره) بایدمهم باشه؟ طوری که ما بخواهیم دوباره بعد از تجربه ی ترم اول روش وقت و انرژی بذاریم.

یعنی چرا ما(= یه عده) می خواهیم روش وقت بذاریم.

اگر اسم این کار رو بذاریم جون گرفتن وبلاگ(کاما) به چه دلیل و انگیزه و هدفی این کار رو بکنیم؟ تحلیل وضعیت چرایی راه اندازی وبلاگ در اول کار بسیار ساده هست (کاما) ولی ایا حالا که بر فرض به اون اهداف رسیدیم یا ید یا ند (کاما) ایا باید بی خیالش شد؟ ایا کار های دیگه ای نمی شه با هاش کرد؟ چه سودی میتونه داشته باشه(کاما) ادامه اش؟

 

به عبارتی دیگر ماهیت وجود وبلاگ رو زیر سوال ببریم قبل از بحث در مورد چگونگی ادامه ی آن.

این کار میتونه عملآ نقد ماهیت وبلاگ باشه و صاحبان اصلیش(کاما) که من و شما هستیم.و شاید بشه به سوی نقد خودمان منحرفش کنیم (کاما) که چی بشه اش را می شه تعریف کرد.

 

مورد چاهار رو همین جا می بندمش تا بعد....

 

یه چند تا مورد دیگه:

ماامتحانات رو در پیش داریم و عملا این میتونه روی جون گرفتن وبلاگ از نظر زمانی تاثیر بذاره.

این تفکر منه که: ما اگر بخواهیم می تونیم دور هم به یه جاهایی برسیم که تک نفره این به یه جا هایی رسیدن بعیده.

من در کل این رو نوشتم تا بگم که میشه با تغییر دادن شرایط گذشته به یه state جدید رسید(شعر زیر رو بخونید و بفهمید که کلا حرفم چی هست)

ودر آخر با این شعر به پایان می برم .منتظر نظرات همدیگر هستیم ( لطفآ با تآمل کافی نظر بدید در ضمن اگر براتون مهم هست دوباره متن رو با دقت بخونید و منصفانه نظر بدید.من سعی کردم منصفانه باشه. )

 

 

ذهن ما باغچه است
گل در آن باید کاشت
و نکاری گل من
علف هرز در آن می روید
زحمت کاشتن یک گل سرخ
کمتر از زحمت برداشتن آن علف است
گل بکاریم بیا
تا مجال علف هرز فراهم نشود
بی گل آرایی ذهن
نازنین
نازنین
هرگز آدم
آدم نشود...

 

با تشکر

 سپهر سبحان منش

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 2 خرداد1385ساعت 9:36 قبل از ظهر  توسط یک میکانیک